معنی سایهپرستی
8 بازدید
[ یَ / یِ پَ رَ ] (حامص مرکب) کنایه از فسق و فجور و کارهای ناشایسته کردن باشد. (برهان) (شرفنامه) (انجمن آرای ناصری). || سایه دوستی. با سایه بسر بردن : سایه پرستی چو کنی همچو باغ سایه شکن باش چو نور چراغ.نظامی. || زنا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سایهپرستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر