معنی سالخداه
6 بازدید
[ خُ ] (اِ مرکب) او اندر تحویل سال عالم آن کوکب است که بطالع باشد یا بوتدی از اوتادش و با شهادت اندر جای خویش. پس اگر به وتدها چیزی نباشد بمایل وتد. وگر نیز نباشد آن بود که از طالع و خداوندش ساقط نیست و نزدیک هندوان آن کوکب است که نوبت او راست بولاءخداوندان روزها، هر کوکبی را سالی. و عملهاء ایشان اندر آن دراز است . (التفهیم ابوریحان ص ۵۱۸).[ خُ ] (ص مرکب) نیک بخت. سعادتمند و بختیار و به اصطلاح نجوم، دارای شرف و خداوند شرف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سالخداه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر