معنی سالخ
21 بازدید
[ لِ ] (ع ص، اِ) جرب شتر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || مار نر سیاه. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || اسود سالخ. نوعی مار که کشنده تر از همهٔ انواع مار است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سالخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر