معنی سالار قافله
7 بازدید
[ رِ فِ لَ / لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پیشرو قافله و قافله باشی. (رشیدی) (ناظم الاطباء ذیل سالار). مهتر و بزرگ کاروان. (انجمن آرا). آن که رهبری و راهنمایی قافله را بعهده دارد. قافله سالار. رجوع به سالار شود.
کلمات همقافیه با «سالار قافله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر