معنی سالار قوم
7 بازدید
[ رِ قَ / قُو ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رئیس و مهتر قوم. (ناظم الاطباء). سرلشکر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سالار قوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر