معنی ساعل
6 بازدید
[ عِ ] (ع ص، اِ) سرفه کننده. (از شرح قاموس). || گلو است، یعنی سرفه کننده. (شرح قاموس). حلق. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || الفم. (ذیل اقرب الموارد). دهان : علی اثر عجاع لطیف مصیره یمج لعاع العضرس الجون ساعله ابن مقبل (از ذیل اقرب الموارد). || شتر ماده ای است که به او سرفه باشد. (شرح قاموس). ناقه که او را سرفه باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ساعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر