معنی ساعرد
8 بازدید
[ ] (اِخ) شهری بزرگ است از اقلیم چهارم و هوای خوش دارد و درو آلات مس خوب میسازند و طاسهای بی نظیر مشهور است. حقوق دیوانیش چهل و شش هزار و پانصد دینار است. (نزهة القلوب چ اروپا ص ۱۰۵).
کلمات همقافیه با «ساعرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر