معنی ساعدین
6 بازدید
[ عِ دَ ] (ع اِ) تثنیهٔ ساعد، دو بازو: هر یکی از ساعدین مادر و بازو خویشتن آویخته به اکحل و قیفال. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۱۳۳).
کلمات همقافیه با «ساعدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر