معنی ساز و ساخت
7 بازدید
[ زُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) آلات و ادوات. ساز و آلت. ساز و سامان. قِتب ساز و ساخت آبکش. (منتهی الارب). || سامان و رخت و اسباب و سرانجام. (ناظم الاطباء). رجوع به ساز شود.
کلمات همقافیه با «ساز و ساخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر