معنی ساز و رسم
10 بازدید
[ زُ رَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ساز و آئین. ساز و نهاد. راه و رسم. رسم و راه. ساز و سامان. ساز و پیرایه : پراکند کافور برخویشتن چنانچون بود ساز و رسم کفن.فردوسی. رجوع به ساز شود.
کلمات همقافیه با «ساز و رسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر