معنی سادهکار
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) آنکه کار سادگان و ساده رویان دارد. بیریش. مأبون. تاز: ساده زنخدان بدم و ساده کار ساده نمک بودم و ساده شکر.سوزنی. || یک نوع از زرگری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سادهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر