معنی سأم
6 بازدید
[ سَ ءْمْ / سَ ءَ ] (ع مص) بستوه آمدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) موت، ترک همزه در آن مشهورتر است. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) مکروه. غیر مقبول. (دزی ج ۱).
کلمات همقافیه با «سأم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أم» برای سرودن شعر