معنی سآمت
7 بازدید
[ سَ مَ ] (ع اِمص) بستوه آمدن. (غیاث) (منتهی الارب). معلوم شدن. (غیاث) (منتهی الارب): اشتغال بشرح احوال بر یک کتاب فایت گرداند و به ملالت و سآمت رساند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۷). از ملازمت دیوان ملامت و سآمت شامل شده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «سآمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر