معنی سأو
8 بازدید
[ سَ ءْوْ ] (ع اِمص) دوری. || (مص) اندوهگین کردن. (منتهی الارب). غمگین کردن. (تاج المصادر بیهقی). || دویدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کشیدن جامه را پس دریده گردیدن. (اقرب الموارد). || (اِ) وطن. جای باش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || غایت چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سأو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أو» برای سرودن شعر