معنی زیور کردن
6 بازدید
[ زی وَ کَ دَ ] (مص مرکب) آرایش کردن. زینت دادن : زین چنین پر زر و گوهر مدحت ای حجت رواست گر تو جان دوربین خویش را زیور کنی. ناصرخسرو. رجوع به زیور و ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زیور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر