معنی زیور نهادن
5 بازدید
[ زی وَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از ایجاد نمودن زیور. (آنندراج). || در این بیت که از خواجه نظامی است : شب از ناف خود عطرسائی نهاد جهان زیور روشنائی نهاد کنایه از دور کردن زیور است و میتواند که در آن مصراع نیز لفظ گشاد باشد، پس بر این تقدیر بنای قافیه بر عطرسائی و روشنائی بود و گشاد ردیف و بر تقدیر اول بیت ذوقافیتین بود و اگر کنایه از بستن زیور است پس زیور نهادن از روشنائی عبارت از طلوع و ظهور کواکب باشد و این قریب بمعنی ایجاد کردن است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زیور نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر