معنی زیورکشی
6 بازدید
[ زی وَ کَ / کِ ] (حامص مرکب) زیور بستن. زیور و زینت به خود کشیدن : عروسان به زیورکشی خو کنند سر و فرق را نغز و نیکو کنند.نظامی. رجوع به زیور و ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زیورکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر