معنی زیرپا کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بنفع خود مالهای دیگری را پنهان کردن یا متصرف شدن. دزدیدن (از ترکهٔ مرده یا کالای خانه ای و غیره). بحیله دزدیدن مالی. به مهارت برگرفتن برای خود چنانکه آثار جرم پیدا نباشد. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زیرپا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر