معنی زیرپا کشیدن
5 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) به اقرار آوردن کسی را بی هدهده و سیاست، مثلاً دزدی باشد و او را بلطائف الحیل بسخن پیچانده به اقرار آرند. (از آنندراج). به اقرار آوردن و به حیله و تدبیر از کسی اقرار گرفتن. (از ناظم الاطباء). از زبان کسی به حیله و فریب نهانی های او را کشف کردن. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به مادهٔ قبل و بعد شود. || در بهار عجم و آنندراج این کلمه «معروف» معنی شده و بیت زیر از حافظ شاهد آن آمده است که ظاهراً باید «دامن کفن زیر پای خاک کشیدن» را ترکیبی بشمار آورد و آن را مردن و یا بگور رفتن معنی کرد: تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک باور مکن که دست ز دامن بدارمت.حافظ.
کلمات همقافیه با «زیرپا کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر