معنی زیراک

معنی زیراک

5 بازدید
(حرف ربط مرکب) مخفف زیراکه. (آنندراج). کلمهٔ تعلیل یعنی زیراکه و از برای آنکه. (ناظم الاطباء). زیراکه. پهلوی «ازیراک». زیرا. (فرهنگ فارسی معین). زیراکه. از این راه که. بدین دلیل که. بدین سبب که. بدین جهت که. بدین علت که. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): دم بر تو شمرده ست خداوند تو زیراک فرداش به هر دم زدنی با تو شمار است. ناصرخسرو. با درد توام خوش است زیراک هم دردی و هم دوای دردی.سعدی. رجوع به زیرا و زیراکه و ازیراک شود.

کلمات هم‌قافیه با «زیراک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید