معنی زیرافکند
8 بازدید
[ اَ کَ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) بمعنی زیرافکن است که نهالی و توشک و آنچه در زیر افکنده باشند. (برهان). زیرافکن. (جهانگیری) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زیرافکن شود. || نام مقامی است از موسیقی که آن کوچک است. (برهان). نام پرده ای از دوازده پردهٔ موسیقی. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): آه کز یاد ره و پردهٔ عراق رفت از یادم دم تلخ فراق وای کز تری زیرافکند خرد خشک شد کشت دل من دل بمرد. مولوی (مثنوی چ خاور ص ۴۵). رجوع به زیرافکن شود.
کلمات همقافیه با «زیرافکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر