معنی زیراکه

معنی زیراکه

6 بازدید
[ کِ ] (حرف ربط مرکب) از برای آنکه. (ناظم الاطباء). زیراک. زیرا. (فرهنگ فارسی معین). چونکه. بدین جهت که. بعلت اینکه. مخفف از این راه که. به این دلیل که. از آن رو که. برای آنکه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): نتوانم این دلیری من کردن زیراکه خم بگیرد بالارم. ابوالعباس (یادداشت ایضاً). من شاعری سلیمم با کودکان رحیمم زیراکه جعل ایشان دوغی است با لکانه. طیان (یادداشت ایضاً). با مردم لک تا بتوانی بمیامیز زیراکه جز از عار نیاید ز لک و لاک. عیوقی (یادداشت ایضاً). زین اشتر بی باک و مهارش بحذر باش زیراکه شتر مست و بر او مار مهار است. ناصرخسرو. زیراکه تا به صبح شب دوشین بیدار داشت بادهٔ نوشینم.ناصرخسرو. زیراکه خط، کالبد معنی است. (کلیله و دمنه). این قامت است نی بحقیقت قیامت است زیراکه رستخیز من اندر قیام اوست.سعدی. کس با تو عدو محاربت نتواند زیراکه گرفتار کمندت ماند.سعدی. انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد زیراکه نه روییست کز او صبر توان کرد. سعدی. رجوع به زیرا و زیراک و ازیرا شود.

کلمات هم‌قافیه با «زیراکه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «که» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید