معنی زورآفرین
7 بازدید
[ فَ ] (نف مرکب) آفرینندهٔ نیرو. خدا. (از فهرست ولف): ز یزدان زورآفرین زور خواست بزد دست و آن سنگ برداشت راست. فردوسی. سپه برگرفت و بنه برنهاد ز دادار زورآفرین کرد یاد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «زورآفرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر