معنی زورآزمایی
7 بازدید
[ زْ / زِ ] (حامص مرکب) نشان دادن زور و نیرو. دست و پنجه نرم کردن. پهلوانی. (فرهنگ فارسی معین). زورورزی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): چو زورآوری خودنمایی کند بر افتاده زورآزمایی کند.سعدی (بوستان). تو با این مردی و زورآزمایی همی ترسم که از زن کمتر آیی.سعدی. دو جا غیرت کند زورآزمایی چنان گیرد کزو نبود رهایی.وحشی. رجوع به زورآزما شود.
کلمات همقافیه با «زورآزمایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر