معنی زورآزما

معنی زورآزما

6 بازدید
[ زْ / زِ ] (نف مرکب) زورآزمای. زورآزماینده. آنکه زور و نیروی خویش را به معرض آزمایش درآورد. کسی که با دیگری دست و پنجه نرم کند. پهلوان. (فرهنگ فارسی معین). پهلوان را گویند. (آنندراج). پهلوان و کشتی گیر. (ناظم الاطباء): دو تن را بفرمود زورآزمای به کشتی که دارند با دیو پای.فردوسی. گشاده بری گرد زورآزمای نبرداشتی جوشن او ز جای.فردوسی. به زاری بر اسفندیار آمدند همه دیده چون نوبهار آمدند بر ایشان ببخشود زورآزمای وزان پس نیفکند کس را ز پای.فردوسی. به زابل نبد ایچ زورآزمای که آن چرخ کردی به زه سرگرای.اسدی. ز زورآزمایان گردنفراز بسا کس شد و گشت نومید باز.اسدی. چون زورآزما شده دست جنون تو خاقانیا تو فکر گریبان نمی کنی.خاقانی. درشت و تنومند و زورآزمای به تنها عدوبند و لشکرگشای.نظامی. یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید بهم برآمده. (گلستان). به زندان فرستادش از بارگاه که زورآزمای است بازوی شاه. سعدی (بوستان). هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست پنجه با زورآزما افکندن از فرهنگ نیست. سعدی. رجوع به زور و زورآزمایی شود.
[ زِ ] (اِخ) دهی از دهستان یک مهه است که در بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز واقع است و ۳۶۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «زورآزما»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ما» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید