معنی زودخور
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) سریع الاکل. که سریع و با شتاب خورد: مراد آن به که دیر آید فرا دست که هر کس زودخور شد زود شد مست. نظامی.
کلمات همقافیه با «زودخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر