معنی زودخشنود
6 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب) که به سرعت و در اندک زمانی راضی و خوشحال گردد: تیزخشمی زودخشنودی قناعت پیشه ای داروی هر دردمندی چار هر بیچاره ای. سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زودخشنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر