معنی زنگبسته
6 بازدید
[ زَ بَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) تیغ و آئینه و امثال آن که موریانه خورده باشد. (آنندراج). پوشیده شده از زنگ و زنگ زده. (از ناظم الاطباء): لعل لبش ز سبزهٔ خط دلنواز شد زین قفل زنگ بسته در عیش باز شد. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زنگبسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر