معنی زنگپذیر
7 بازدید
[ زَ پَ ] (نف مرکب) که مستعد زنگ زدن و زنگ بستن باشد همچون آیینه و آهن و مس و جز اینها. چیزی که مستعد قبول کدورت و تیرگی و فساد و تباهی باشد: بهرام خون خصم تو ریزد به تیغ کین کان تیغ نیست زنگ پذیر اندر آسمان. سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). دم صبح از جگر آرند و نم ژاله ز چشم تا دل زنگ پذیر، آینه سیما بینند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «زنگپذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر