معنی زلول
6 بازدید
[ زُ ] (ع مص) شتاب رفتن. دویدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || از جایی به جایی شدن. (منتهی الارب). || کم شدن درم در وزن یا ریخته و ناقص گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کم آمدن سیم در سختن. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به زل شود.[ زَ ] (ع ص، اِ) آب خوش شیرین. (منتهی الارب) (آنندراج). زلیل. آب زلال. (از اقرب الموارد). آب خوشگوار و صاف و شیرین. (ناظم الاطباء).[ زَ ] (اِخ) شهری است به مغرب. (منتهی الارب) (آنندراج). شهری است در شرق ازیلی به مغرب. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زلول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر