معنی زلوک
12 بازدید
[ زَ / زُ ] (اِ) بمعنی زلو باشد که کرم سیاه معروف است. (برهان). بمعنی زلو است. (فرهنگ جهانگیری). زلو. کرمی است که از بدن آدمی خون می مکد و زالو و زرو نیز می گویند. (فرهنگ رشیدی). کرمی باشد در تالابها که خون می مکد بهندی آن را جونک گویند... (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به زلو شود.
کلمات همقافیه با «زلوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر