معنی زلیب
6 بازدید
[ زَ ] (اِ) زلیبا: آردی روغن و حلوای برنجی و زلیب مرد کاری، چو به چنگال زنی اول بار. بسحاق اطعمه (از نظام قاری). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زلیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر