معنی زشت کردار
6 بازدید
[ زِ کَ / کِ ] (اِ مرکب) کردار زشت. کار زشت. زشت کار: ز یزدان شناس آنکه آمدت پیش براندیش از آن زشت کردار خویش. فردوسی. || (ص مرکب) زشت کردار. بدکردار. بدعمل : که ای زشت کردار زیبا سخن نخست آنچه گوئی بمردم بکن. سعدی (بوستان). رجوع به زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زشت کردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر