معنی زرین صدف
8 بازدید
[ زَرْ ری صَ دَ ] (اِ مرکب) چیزی به شکل صدف که از طلا ساخته باشند. (فرهنگ فارسی معین). || کنایه از آفتاب جهانتاب. (برهان) (آنندراج). آفتاب. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). کنایه از آفتاب و او را زرین کاسه و زرین کلاه نیز گویند. (انجمن آرا): تاج گهر آسمان برانداخت زرین صدف از نهان برانداخت.خاقانی. باز از تف زرین صدف شد آب دریا ریخته ابر نهنگ آسا ز کف لؤلوی لالا ریخته. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۳۷۹). مهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمده خرچنگ ناپروا ز تف پروانهٔ نار آمده. خاقانی (دیوان ایضاً ص ۳۹۰). رجوع به زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زرین صدف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر