معنی زرین درفش
10 بازدید
[ زَرْ ری دَ / دِ رَ ] (اِ مرکب) درفشی ساخته از زر. علَمی از طلا: ستاده ملک زیر زرین درفش ز سیفور بر تن قبای بنفش.نظامی. ز بس پرنیانهای زرین درفش هوا گشته گلگون و صحرا بنفش.نظامی. || کنایه از شعاع آفتاب : همی چاره جست آن شب دیر باز چو خورشید بنمود چینی طراز برافروخت از کوه زرین درفش نگونسار شد پرنیانی بنفش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «زرین درفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر