معنی زرور
7 بازدید
[ زُ ] (ع اِ) جِ زر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ زِرّ، گویک گریبان و جز آن. (آنندراج). رجوع به زر شود.[ زُ ] (اِ) داروئی است که روشنائی چشم بیفزاید و این تسامع است از خدمت امیر شهاب الدین کرمانی. (شرفنامهٔ منیری). داروی چشم. (حاشیهٔ دیوان خاقانی چ عبدالرسولی ص ۹۷): تیره چشمان روان ریگ روان را در زرورشاف شافی هم ز حصرم هم ز رمان دیده اند. خاقانی (دیوان ایضاً).
کلمات همقافیه با «زرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر