معنی زرود
8 بازدید
[ زَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). موضعی است بی آب در راه مکهٔ معظمه. (غیاث اللغات) (آنندراج): عرب را که بر دجله باشد قعود چه غم دارد از تشنگان زرود. سعدی (بوستان). بر روان پدر و مادر و اسلاف تو باد مدد رحمت ایزد عدد رمل زرود.سعدی. رجوع به صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۴، معجم البلدان و عقد الفرید ج ۶ ص ۴۹ و ۹۰ شود. || یوم زرود از ایام عرب که جنگی میان بنی تغلب و بنی یربوع بوده است. (از مجمع الامثال میدانی و معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «زرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر