معنی زرورق
12 بازدید
[ زَ وَ رَ ] (اِ مرکب) طلق که در عرف هند ابرک گویند. (آنندراج) (بهار عجم). زرک. (فرهنگ فارسی معین): ... و زرورق که به نگارگری بکار برند او فرمود و رنگهای گوناگون آمیخت از بهر تزاویق دیوارهای سراها. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ لیسترانج ص ۳۲). تا زرورقی زرین کم شد ز سر گلبن کوه از قصب مصری دستار همی پوشد. خاقانی. کج اندیشی که دارد زیور و مال بود چون زرورق بر ابروی زال. (بیانی در شیرین خسرو، از آنندراج). || ورق طلا. (ناظم الاطباء). ورق زر. و رجوع به زر شود. || کاغذ زردرنگ و نازک که بصورت ورقهٔ زر سازند و جهت تزیین یا زرکوبی جلد کتاب استعمال کنند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زرورق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر