معنی زردوزی
10 بازدید
[ زَ ] (حامص مرکب) عمل زردوز. (فرهنگ فارسی معین). چکن دوزی و شغل دوختن جامه را با تارهای زر و گلابتون. (ناظم الاطباء): به قدر شغل خود باید زدن لاف که زردوزی نداند بوریاباف.نظامی. || (اِ مرکب) محلی که در آن پارچهٔ زری دوزند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زردوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر