معنی زردابریز
6 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) کسی که بدخویی، خشم، قهر و غضب کند. (فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء) (از برهان) || بدخوی. || خون ریز. || غصه خور. || کسی که دل از قهر و غضب خالی کند. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زردابریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر