معنی زردابریزی
6 بازدید
[ زَ ] (حامص مرکب) خون ریزی. (فرهنگ فارسی معین). کنایه از خون ریختن باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). || بدخویی. تندخویی. (فرهنگ فارسی معین). کنایه از غصه کردن و بدخویی نمودن و دل خالی کردن از قهر و غضب هم هست. (برهان). رجوع به مادهٔ قبل شود. || کنایه از ریختن خوی باشد. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زردابریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر