معنی زد و گیر
7 بازدید
[ زَ دُ ] (اِمص مرکب) بمعنی مصدری است. (آنندراج). زدن و گرفتن. جنگ و درگیری. درگیر شدن و نبرد کردن : رسیده تا مداین با زد و گیر کشیده پور خاقان را به زنجیر. امیرخسرو (از آنندراج). هرچند که آمد به میان پای نگاهت مژگان تو پیوسته بهم در زد و گیر است. ثابت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زد و گیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر