معنی زد و خورد کردن
7 بازدید
[ زَ دُ خوَرْدْ / خُرْدْ کَ دَ ] (مص مرکب) زدن وخوردن. || جنگیدن. || کارهای تجاری مختلف کردن. (فرهنگ فارسی معین). || زد و بند کردن. ساخت و پاخت کردن. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زد و خورد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر