معنی زد و خورد
6 بازدید
[ زَ دُ خوَرْ / خُرْدْ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) در مقام جنگ مستعمل است. «زد»، زدن زخم و «خورد»، خوردن زخم است. در این لفظ بوی خون می آید. (بهار عجم) (آنندراج). زدن و خوردن. ضرب زدن و مورد ضرب واقع شدن. || جنگیدن. (فرهنگ فارسی معین). مبارزه. منازعه.
کلمات همقافیه با «زد و خورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر