معنی زخمه ساختن
5 بازدید
[ زَ مَ / مِ تَ ] (مص مرکب) نواختن. ساختن آهنگ. زخمه زدن. زخمه سازی : بالای مدیح تو سخن نیست کس زخمه نساخت برتر از بم.خاقانی. مطرب چه زخمه ساخت که در پردهٔ سماع بر اهل وجد و حال در های و هوی ببست. حافظ.
کلمات همقافیه با «زخمه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر