معنی زخمه شنیدن
7 بازدید
[ زَ مَ / مِ شَ / شِ دَ ] (مص مرکب) سماع. گوش به آهنگ ساز دادن. سماع کردن (در این ترکیب، زخمه بمعنی آوای ساز است): خوشک خوشک می میخورد و نرمک نرمک سماعی و زخمه و گفتاری می شنید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۲۶). رجوع به زخمه شود.
کلمات همقافیه با «زخمه شنیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر