معنی زخمه ریختن
6 بازدید
[ زَ مَ / مِ تَ ] (مص مرکب) با مضراب بر طاس و مانند آن، زخمه زدن. نواختن : کوس رویین بلند کرد آواز زخمه بر کاسه ریخت کاسه نواز. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ۸۴).
کلمات همقافیه با «زخمه ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر