معنی زخمه راندن
5 بازدید
[ زَ مَ / مِ دَ ] (مص مرکب) زخمه زدن. ساز زدن. نواختن با زخمه. - بزخمه راندن؛ در حال نواختن ساز: هم رود زنان بزخمه راندن هم فاختگان بزند خواندن.نظامی.
کلمات همقافیه با «زخمه راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر