معنی زبیدیة
5 بازدید
[ زُ بَ دی یَ ] (اِخ) حوضی است در راه مکه، نزدیک مغیثیة. (منتهی الارب). برکهٔ زبیدیه، آبی است در راه مکه قرب مغیثیه منسوب به زبیده ام جعفر همسر هارون عباسی. (از تاج العروس).[ زُ بَ دی یَ ] (اِخ) دهی است به جبال. (منتهی الارب). قریه ای است در جبال منسوب به زبیده، مادر محمد امین خلیفهٔ عباسی. (تاج العروس).[ زُ بَ دی یَ ] (اِخ) قریه ای است به واسط. (تاج العروس).[ زُ بَ دی یَ ] (اِخ) محله ای است به بغداد. (منتهی الارب). محله ای است به بغداد منسوب به زبیده همسر هارون الرشید خلیفهٔ عباسی. (از تاج العروس).[ زُ بَ دی یَ ] (اِخ) محله ای است به بغداد پائین تر از محلهٔ دیگری بهمین نام. (از منتهی الارب). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زبیدیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر