معنی زبلالورل
6 بازدید
[ زِ لُلْ وَ رَ ] (ع اِ مرکب) سرگین وی مانند سرگین سوسمار، سفیدی چشم ببرد و زایل کند و موی بر داءالثعلب برویاند و سرگین ورل، کلف، و دع و قوبا را نافع بود. (اختیارات بدیعی ذیل ورل). رجوع به قانون ابن سینا ج ۱ چ ۱۵۹۳ م. ص ۱۷۰ شود.
کلمات همقافیه با «زبلالورل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رل» برای سرودن شعر